تبليغاتX
امام علی علیه السلام

وَ قَالَ [عليه السلام] مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ الْإِثْمُ بِهِ وَ الْغَالِبُ بِالشَّرِّ مَغْلُوبٌ .
و درود خدا بر او ، فرمود: پيروز نشد آن كس كه گناه بر او چيرگى يافت، و آن كس كه با بدى پيروز شد شكست خورده است.


عدالت را فداي مقام نمي كنم

مرحوم «كلينى» در آغاز روايتى كه از اين خطبه آورده است از «ابى مخنف» چنين نقل مى كند : گروهى از شيعيان خدمت اميرمؤمنان (عليه السلام) رسيدند، عرض كردند چه مانعى دارد كه اموال بيت المال را بيرون آورى، و در ميان رؤسا و اشراف تقسيم كنى، و آنها را بر ما برترى بخشى (و سهم ما را به آنها دهى) تا پايه هاى حكومتت محكم شود سپس به برنامه تقسيم بالسويّه وعدالت در رعيت باز گردى ؟ ! امام (عليه السلام) (از اين پيشنهاد ناراحت شد و) اين خطبه را ايراد فرمود و با صراحت گفت : براى رسيدن به يك هدف مقدّس نبايد از وسيله نامقدّس و گناه آلود استفاده كرد، كه اين كار با منطق اسلام سازگار نيست فرمود : «آيا به من پيشنهاد مى كنيد كه براى پيروزى خود، از جور و ستم در حق كسانى كه بر آنها حكومت مى كنم، استمداد جويم ؟ !» (أَتَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ). مگر هدف حكومت، اجراى عدالت نيست ؟ چگونه شما پيشنهاد مى كنيد كه با ظلم و ستم، پايه هاى حكومت را محكم كنم ؟ ! اين تناقضى است آشكار، و پيشنهادى است بر خلاف رضاى پروردگار ! سپس افزود : «به خدا سوگند ! من گِرد چنين كارى نمى گردم مادامى كه شب و روز پشت سرهم در آيند، و ستارگان آسمان در پى هم طلوع و غروب دارند !» « برگرفته از كتاب : پيام اميرالمؤمنين(ع) / آيه الله العظمي مكارم شيرازي »

قسمتی از کتاب تفسير نهج البلاغه اثر علامه جعفری

فصل رسالت انسانی

کارل مانهايم دو چيز ميگويد :
1-وقتی آرمان از بين ميرودتاريخ ديگر فرايندی نخواهد بود که به سرانجامي منتهي گردد
اين يعنی آرمان داشتن تفاوت ميان زندگي انساني و طبيعي است.
2- حرف دوم آن است که وقتي انسان آنقدر ترقي کرد که به تمام وجوه طبيعی خود تسلط يافت آنگاه چون هدفی باقی نميماند زوال در انتظار اوست.
در رد اين سخن علامه ميفرمايد :
اگر فقط وجوه طبيعی را در انسان ببينيم اين حرف ممکن است درست باشدوهمه نزاع های دنيوی توجيه دارد ولی انسان دارای دو جنبه مادی و معنوی است که ميتوان گفت برای رسيدن انسان به هدف غايی کمال بايد بعد معنوی سيری ناپذير انسان هم در نظر داشت.

رسالت وقتی بوجود مي آيد و تاثير دارد که دارنده پيام نسبت به بقيه امتياز داشته باشد .منبع رسالت بايد والاتر از رسول و پذيرنده باشد.زيرا در صورت تساوی منبع رسالت و پذيرنده نه رسول ميتواند حکم کند و نه پذيرنده مجبور به اطاعت است.نيازی که برای رسول امتیاز مي آورد بايد نيازی از جنس ورای عالم پذیرنده باشد و دارنده امتياز خود را واسطه و متعهد در انتقال آن به ديگران بداند.
خلاصه ای از متن بودکه تقدیم شد .دلايل اين موضوع را در جلد اول کتاب فصل مذکور پيدا کنيد.



فصل هدف و وسیله میگویند :هدف و وسیله رو درس تشخیص بده تا تموم کارت درس بشه!

بسیاری از اشتباهات تاریخیحاصل تشخیص غلط این دو موضوع بوده

تشخیص درست هدف سرنوشت حیات رو تعیین میکنه و میدونیم به محض تعیین هدف تمام قوا به سمت بدست آوردنش میرن.

ضمنا هدف میتونه شخصیت انسان رو شرح بده ولی وسیلهمرحله بعد از هدف هستدرواقع تالی اونه بنا بر این نمیتونه توضیح دهنده همه چیز باشه

هدف وقتی تحقق پیدا کنه میتونه به کسایی که در انتخاب آن سهیم بودن جرات بده ولی شناخت و بدست آوردن وسیله این اثر رو نداره

ضمنا شکست در هدف ها چه علتش کم ارزشی هدف یا خطا در انتخابش یا عدمدسترسی به وسایل باشه باعث میشه که

1-انسانهای ضعیف زود کنار برن

2-انسانهای قوی استقامتشون بیشتر میشه و تجربشمون هم.

اگر موجودیت من هدف است ،موجودیت دیگران هم هدف است و اگر موجودیت دیگران وسیله است ، من هم وسیله هستم.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 16:4  توسط امین ترابی جهرمی  
بزودی بروز میشه داداش

 

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 20:44  توسط امین ترابی جهرمی