تبليغاتX
امام علی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ * أُولَـئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ *

قطعاً همه شما را با چيزى از ترس‏، گرسنگى‏، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم‏؛ و بشارت ده به استقامت‏كنندگان‏! «155» آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: (ما از آنِ خدائيم‏؛ و به سوى او بازمى‏گرديم‏!) «156» اينها، همانها هستند كه الطاف و رحمت خدا شامل حالشان شده‏؛ و آنها هستند هدايت‏يافتگان‏! «بقره157»

 

و حضرتش فرمود :

 

نمي‌بينيد خداي سبحان، پيشينيان از آدم (ع) تا پسينيان از اين عالم را آزمود ـ به حرمت نهادن ـ سنگ‌هايي بي‌زيان و سود،‌ كه نبيند و نتواند شنود. پس خدا آن را خانه با حرمت خود ساخت و براي فراهم آمدن و عبادت مردمانش پرداخت. پس آن خانه را در سنگلاخي نهاد از همه سنگستان‌هاي زمين دشوارتر، و ريگزاري؛ رويش آن از همه كمتر. به دره‌اي از ديگر دره‌ها تنگ‌تر، ميان كوه‌هايي سخت و ريگ‌هايي نرم دشوار گذر، و چشمه‌هايي که آب آن كم و جدا از هم، ‌كه شتر در آنجا فربه نشود و اسب و گاو و گوسفند علف نيايد.

 

پس آدم و فرزندان او را فرمود تا روي بدان خانه دارند ـ و با حرمتش شمارند ـ پس خانه براي آنان جايگاهي گرديد كه سود سفرهاي خود را در آن بردارند و مقصدي كه بارهاي خويش در آن فرود آرند. دل‌ها در راه ديدار آن شيدا، از دشت‌هايي بي آب و گياه،‌ و مغاك دره‌هاي ژرف و جزيره‌هاي از يكديگر جدا،‌ در پهنه دريا تا از روي خواري شانه‌هاشان را بجنبانند و گرداگرد خانه كلمه تهليل بر زبان رانند، ‌و بر گام‌ها روند دوان،‌ خاك آلود و مو پريشان.

 

جامه‌ها را به يك سو انداخته، و با واگذاشتن موها خلقت نيكوي خود را زشت ساخته. آزمايشي بزرگ و امتحاني دشوار و آزمودني آشكار براي پديد آمدن نافرمان از فرمانبردار. خدا زيارت خانه را موجب رحمت خود فرمود، و وسيله رسيدن به بهشت نمود.

 

و اگر خداي سبحان مي‌خواست خانه با حرمت و عبادتگاه با عظمت خود را ميان باغستان‌ها نهد و جويبار، و در زمين نرم و هموار، و درختستان‌هاي از هم ناگسسته، و ميوه‌ها در دسترس و عمارت‌ها در هم و دهستان‌ها به يكديگر پيوسته، ميان گندم‌زارهاي نيكو ، باغ‌هاي سرسبز تازه رو و زمين‌هاي پر گياه گرداگرد او، و بقعه‌هاي پر باران و باغستان‌هاي خرم، و راه‌هاي آبادان، پاداش كم بود و آزمايش ناچيز هم،‌ و اگر بنيادي كه پايه آن بناست، و سنگ‌هايي كه خانه بدان‌ها برپاست، از زمرد سبز بود و ياقوت سرخ فام، و با روشني و درخشش تمام، از راه يافتن دو دلي در سينه‌ها مي‌كاست، و كوشش شيطان را از دل‌ها دور مي‌كرد، و شك و ترديد از مردمان برمي‌خاست.

 

 ليكن خدا بندگانش را به گونه گون سختي‌ها مي‌آزمايد، ‌و با مجاهدت‌ها به بندگي‌شان وادار مي‌نمايد،‌ و به ناخوشايندها آزمايششان مي‌كند تا خودپسندي را از دل‌هاشان بزدايد، و خواري و فروتني را در جان‌هاشان جايگزين فرمايد، و آن را درهايي سازد گشاده به بخشش او، و وسيله‌هايي آماده براي آمرزش او. (1)

و این چنین ایمان بندگان را خداوند به ناخوشیها و خوشی ها می آزماید.

یکی درد و یکی درمون پسندد

یکی وصل و یکی هجرون پسندد

من از درمون و درد و وصل و هجرون

پسندم هر چه را جانون پسندد

چقدر وقته که به امتحان های الهی توجه نداری؟ چقدر وقته وقتی دست به قلم می بری و می نویسی ، بلند میشوی و می نشینی و از خانه بیرون میای و با دوستات شوخی می کنی ، به فکر این امتحانا نیستی ؟ مگر نه اینکه معلم ازل فرمود امتحان میگیرم و مگر اهمیت امتحان به اهمیت امتحان گیرنده نیست؟ پس ای پسر آدم ! چه شده است تو را که از مهمترین امتحان غافل شدی؟ این امتحان در تمام شئون زندگی ما جاری و ساری ست و کسی را از آن راه فراری نیست. حتی اگر در گوشه ای تنها نشسته باشد!

أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَزُلْزِلُواْ حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِيبٌ*

آيا گمان كرديد داخل بهشت مى‏شويد، بى‏آنكه حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟! همانان كه گرفتاريها و ناراحتيها به آنها رسيد، و آن چنان ناراحت شدند كه پيامبر و افرادى كه ايمان آورده بودند گفتند: (پس يارى خدا كى خواهد آمد؟!) آگاه باشيد، يارىِ خدا نزديك است‏!«214بقره»

و مگر در این شکی ست که پیروزی و شکست فقط در مقابل معلم است که مفهوم پیدا میکند و آنکس که در نظر او پیروز است ، پیروز است و نظر دیگران مهم نیست! آنها خود در حال امتحانند. و مگر در این شکی ست که معلم این مدرسه عادل است. پس هر کس در این مدرسه متناسب با رتبه اش امتحان خواهد داد.

هر که در این دیر مقرب تر است ..... جام بلا بیشترش میدهند

و من وتو چه میدانیم که این امتحان قرار است از کجای کتاب هستی ما و از کدام توانایی ما از ما گرفته شود. اما آنچه واضح است آن است که معلم کریم و رحیم و عادل امتحان را همواره از آن چیزی خواهد گرفت که ما باید میدانسته ایم. اگر لحظه ای از توجه به نقطه ضعفهای خود غافل باشیم و در صدد اصلاح آن برنیامده باشیم ، چه بسا که در نهایت قوت امتحان را با شکست به نهایت برسانیم. امتحان برای یادگیری نیست ، برای بزرگ شدن است. یادگیری تا قبل از امتحان مفهوم دارد. تو باید وقت امتحان آماده باشی و این وقت مشخص نیست. شاید حالا ! شاید چند لحظه دیگر... و این امتحان برای آنکس که معلم مهربان خواهان بزرگ شدن اوست پایانی ندارد. توانا ترین انسانها هم امتحان شده اند و امتحان آنها به گذشت از توانایی هایشان بوده است. ابوالفضل را یادت هست! بگو آیا از او توانا تر سراغ داری؟ بگو چه گفت مادر مرد پرور، آنگاه که خبر بردند بر او از قمرش؟

 

هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو . ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع می رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گريست و اين اشعار را زمزمه می ‏كرد:

يا من رأى العباس كر على جماهير النقد

اى آن كه عباس را ديدى، كه بر گروه بيچارگان حمله می ‏كرد،

و وراه من ابناء حيدر كل ليث ذى لبد

و دنبال او از فرزندان حيدر (على عليه السلام) جنگاورانى بودند، كه هر يك يال و كوپالى داشتند،

أنبئت أن ابنى أصيب برأسه مقطوع يد

خبردار شدم كه بر سر پسرم آسيب وارد شد، در آن حال كه دستش قطع بود،

ويلى على شبلى امال‏ برأسه ضرب العمد

واى بر من كه ضربه عمود سرش را خم كرد،

لو كان سيف فى يد (يدى) لما دنا منه احد

اگر شمشيرت در دستت بود، هرگز كسى به تو نزديک نمى شد.

بله ، و عباس را امتحان در دوری شمشیر بود ، چه آنکه امتحان محبت شایسته او بود.


إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

پي‌نوشت‌ها:

1- نهج البلاغه، ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدي، خطبه 192، ص 216

همین متن و بخشی از خطبه 192 که درباره امتحان است در ادامه مطالب آورده شده

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 0:28  توسط امین ترابی جهرمی   |